![]() |
![]() |
|
| در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست هيچ شاهي به گدا سرور نيست |
|
آسمون بغزش رو خالی میکنه آدم رو حالی به حالی میکنه کوچه ها رنگ زمستون می گیرن شیشه ها بخارو بارون میگیرن آدما چتراشون رو باز میکنن گرییه ابرو تماشا میکنن نمیخوان مثل درختها تر بشن از دل قطره ها باخبر بشن نمی خوان بیهوا خیس آب بشن زیر بارون بمونند خراب بشن اما تو چترتو بستی کبوتر زیر بارونا نشستی کبوتر رفتیو سنگا شکستن بالتو اومدی هیچکی نپرسید حالتو بعضیا دشمنای خونی شدن بعضیا غول بیابونی شدن بعضیا میگن که بارون کودومه ...؟ بوی نم شرشر ناودون کودومه ...؟ دیدی آسمون خراب شد سرمون بسته شد وصله ی بالو پرمون حالا تو سایه نشینی مثل من خوابای ابری میبینی مثل منچقدر اینجا میخوری خون جگر کبوتر عصات رو بندازو بپر |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم آذر 1385ساعت 14:35 توسط مهرداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
::..یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم...::
ارادتمند شما , مهرداد هستم 20 ساله دانشجوی ICT منتظر نظرات گرانبهاتون هستم ... |
| لينك دوستان |
|
درد دل احسان خوشگله دل شكسته محمد مهدی ::.red boy.:: cjtj ...jimi... آقا محمد و مریم خانوم گل jeyjey حمیدجان دلتنگیهای نسرین ناقوس عشق آقا سعید آقا علی مینا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 تیر 1388 آذر 1387 فروردین 1387 مهر 1386 شهریور 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
|
RSS
|