![]() |
![]() |
|
| در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست هيچ شاهي به گدا سرور نيست |
|
اون روزها گذشتند. روزهای پياپی شور و زندگی. روزهايی که بوی اميد می داد. لحظه هايی که مرا تااوج خوشبختی می رساند. آنجا که به ابرها دست می کشيدم و با تلالو خورشيد زندگی می کردم. و ثانيه هايی که دريای نيلوفرقلبم قد می کشيد و می پيچيد و به بغض ابرها می رسيد. اما........ حالا من مانده ام و دلتنگی. من مانده ام و دنيايی حرف نگفته. حالا من هستم و خستگی از رکود لحظه های کبود خاطره. انگار گم شده ام در هجوم سکوتی تلخ. انگار از ذهن زمان پاک شده ام و در سياهی سمج روزهای بی پايان گم. کاش می توانستم از ديار غريبانه دلتنگی هجرت کنم. کاش توان اين را داشتم تامرز رويای سبز با هم بودن پرواز کنم و در آغوش مهربانی ها جانی تازه بيابم اما زندگی عوض نمی شود روی لحظه ها پا می گذارد و می رود....... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 13:32 توسط مهرداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
::..یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم...::
ارادتمند شما , مهرداد هستم 20 ساله دانشجوی ICT منتظر نظرات گرانبهاتون هستم ... |
| لينك دوستان |
|
درد دل احسان خوشگله دل شكسته محمد مهدی ::.red boy.:: cjtj ...jimi... آقا محمد و مریم خانوم گل jeyjey حمیدجان دلتنگیهای نسرین ناقوس عشق آقا سعید آقا علی مینا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 تیر 1388 آذر 1387 فروردین 1387 مهر 1386 شهریور 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
|
RSS
|