![]() |
![]() |
|
| در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست هيچ شاهي به گدا سرور نيست |
|
خودم و گول ميزدم توي دورنگي نمي خواستم ببينم دل سنگي مي ديدم داشتي يواش يواش ميرفتي اما خواستم خوش باشي توي زرنگي هي ميگفتم دلخوش فردا مي مونم واسه خوندن تو بودي تنها بهونم هي ميگفتم به خودم همش خيال همه اين حرفا يه شوخي ميدونم تو چشات برقي نبود مثل گذشـته تازه فهميدم از اين حرفا گذشته من همونيم كه بودم تو داري عوض مي شی من همونيم كه بودم تو داري عوض مي شي من همونيم كه بودم تو داري عوض مي شي |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 22:23 توسط مهرداد |
|
|
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ خبرم كن بهت قول نميدم كه مي خندونمت ولي مي تونم باهات گريه كنم
اگه يه روز خواستي در بري حتماً خبرم كن ؛ قول نميدم كه ازت بخوام وايسي ؛ اما ميتونم باهات بدوم اگه نخواستي به حرفاي كسي گوش كني خبرم كن ؛ قول نميدم ه خيلي ساكت باشم . اما اگه يه روز سراغم رو گرفتي و خبري نشد سريع به ديدنم بيا .. احتمالاً بهت احتياج دارم...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 23:19 توسط مهرداد |
|
|
سفر مكن خورشيدكم ترك مكـن من و نرو نبودنت مرگه منه راهي اين سفر مشو نذاركه عشق من و تو اينجا به آخربرسه بري تو ومرگ من از رفتن توسربرسه |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 22:15 توسط مهرداد |
|
|
كوچه وقتي كه نباشي رگ خشكيده ي شهر ماه تو گوش خونه گفته ديگه با پنجره قهره
سقف دلبستگي بي تو واسه من سايه نداره دلم از روزي که رفتي ديگه همسايه نداره
تو پي كودوم ستاره پشت ابرا خونه كردي رفتي و چيزي نگفتي گريم و بهونه كردي
من سوال ساده ي تو تو جواب مشكل من رد پاي رفـتن تو روي صحـراي دل من
وقتي آسمون شبهام زير سايه ي چشات وقتي حتي اين ترانه رنگ قربت صدات
نميذارم اين دو راهي سر راه ما بشين نميذارم اين جدايي رنگ فردا رو ببين
شب و با فانوس اشكت ميبرم به روشنايي با تو مي رسم دو بار به طولع آشنايي
ميدونم هر جا كه باشي دل تو اهل همينجاست واسه ي من و تو اينجا اول و آخر دنياست
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 16:45 توسط مهرداد |
|
|
من كلاغارو خيلي دوست دارم . آخه چنوقت پيش توي تلوزيون يك مجموعه بر نامه ي مستند درباره ي پرنده ها نگاه مي كردم , كه از اين برنامه فهميدم كلاغا وقتي كه عاشق همديگه ميشن تا آخر عمر با همديگند و عاشق همديگه ميمونند , و اين باعث شد كه من كلاغارو خيلي دوستشون داشته باشم. شما چطور ؟ ( یا د تون باشه رنگ کلاغ مشکی )
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 1:29 توسط مهرداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
::..یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم...::
ارادتمند شما , مهرداد هستم 20 ساله دانشجوی ICT منتظر نظرات گرانبهاتون هستم ... |
| لينك دوستان |
|
درد دل احسان خوشگله دل شكسته محمد مهدی ::.red boy.:: cjtj ...jimi... آقا محمد و مریم خانوم گل jeyjey حمیدجان دلتنگیهای نسرین ناقوس عشق آقا سعید آقا علی مینا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 تیر 1388 آذر 1387 فروردین 1387 مهر 1386 شهریور 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
|
RSS
|