![]() |
![]() |
|
| در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست هيچ شاهي به گدا سرور نيست |
|
می نهم من گام می روم از دشت و هر جايی که خواهم رفت هرگز مهر نازک دختران سرزمينم را نخواهم داد بر زيبايی تن های نادوشيزگان سرزمين دور گرچه من اينجا دلم بگداخت يا هرچند من اينجا دلم بگريست من آنجا دلم هرگز نخواهد خواست شادی را کور خواهم شد نخواهم جست زيبايی و من مهری نخواهم باخت |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 23:31 توسط مهرداد |
|
|
ما چون دو دريچه روبروي هم آگاه ز هر بگومگوي هم هر روز سلام و پرسشو خنده هر روز قرار روز آينده اكنون دل من شكسته و خسته است زيرا يكي از دريچه ها بسته است همه فسون نما جادو او كرد نفرين به سفر كه هر چه كرد او كرد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 21:38 توسط مهرداد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 23:30 توسط مهرداد |
|
|
یکی دسته گل براش دلخوشیه یکی عادتش برادر کشیه یکی زاغ مردم رو چوب میزنه یکی از داغ دلش جون میکنه یه نفر خواب رو تخته نقره کوب یکی حیرون روی دریای جنوب یکی زندگی رو زیبا میبینه یکی اما خودش رو تنهای تنها میبینه آره این رسم میونه آدما یکی داروغه یکی دارو بشه نمیشه رسمشون رو عوض کنیم اگه حتی آسمون وارو بشه حالا حرف من به اون دسته ایه که هنوز عاشقنو یکه سوار جون هرچی مرده طاقت بیارین که بریم با هم دیگه از این دیار |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:6 توسط مهرداد |
|
بازم دلم گرفته , چند روزیه که رفتی میگی به خاطر من از عشقمون گذشتی بمون بذار از اسمت یه شعر نو بسازم نذار به جرم دیروز , امروزمو ببازم دارم میمیرم برات نذار بیوفتم به پات مگه گناهم چی بود که سرد شده اون نگات به من یه فرصت بده تا دستاتو بگیرم یا اینه مال منشی یا پای تو بمیرم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم فروردین 1386ساعت 2:21 توسط مهرداد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 22:2 توسط مهرداد |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 2:7 توسط مهرداد |
|
|
من دیگه اون روش رو ادامه نمیدم ... آخه تا وب میومد لود بشه کاربر بیچاره از زندگیش سیر میشد !!! دیگه شما هم به همین چرتو پرتی که گذاشتم راضی باشید ( البته برای من چرتوپرت نیستا !!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 0:30 توسط مهرداد |
|
|
یه روزی قدرمو میدونی که دیره روزی که کسی سراغت نمیگیره یه روزی میدونی من کیو چی بودم روزی که از نبودنم غصت میگیره باشه خوبم از کنارت ساده میرم با وجود اینکه میدونم میمیرم به خدا قدرمو میدونی یه روزی روزی که از تو جدا میشه مسیرم *** *** *** قدرمو میدونی یه روز........ یادم میوفتی شب و روز صدام تو گوشت می پیچه........ مثل یه آه سینه سوز حسرت به یک لحظه نگام....دلتنگ میشی بدجور برام اون روزا دور نیست به خدا........ حتی به خوابت نمیام *** *** *** یه روزی قدرمو می دونی که دیره اسم من از توی لحظه هات نمیره دیگه نیستم اون شبای پر ستاره وقتی که دلت بهونم رو میگیره اما اون روزا خدا کنه نباشه نشنوم از رفتن من غصه داری من میبینم اون شبها ئی رو که دیگه واسه گریه شونه هام رو کم میاری اینم آهنگه قدرمو میدونی یه روزghadramo-midooni-yerooz |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 21:5 توسط مهرداد |
|
|
من دیگه خسته شدم بسکه چشمام بارونیه پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه من دیگه بسه برام تحمل این همه غم بسه جنگ بی ثمر برای هر زیادو کم وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی ؟ واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی ؟ نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم نمی خوام گناه بی عشقی بیفته گردنم نمیخوام دربه در پیچ و خم این جاده شم واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم وایسا دنیا , وایسا دنیا من میخوام پیاده شم******************************************* همه حرف خوب میزنن , اما کی خوبه این وسط بدوخوبش به شما , ما که رسیدیم ته خط قربونت برم خدا , چه قدر غریبی رو زمین آره دنیا ما نخواستیم , دلو با خودت نبین نمیخوام دربه در پیچ و خم این جاده شم.... ........ ******************************************* این همه چرخیدی و چرخوندی , آخرش چی شد ؟ اون بلیط شانس دائم , بگو قسمت کی شد؟ همه درویش , همه عارف جای عاشق پس کجاست ؟ این همه طلسم و ورد , جای خوش دعا کجاست ؟ ******************************************* نمیخوام دربه در پیچ و خم این جاده شم واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم وایسا دنیا , وایسا دنیا من میخوام پیاده شم ******************************************* اینم آهنگ وایسا دنیا از رضا صادقی vaysa-donya |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 20:45 توسط مهرداد |
|
|
سلام به همه ی سرورای گلم ...
راستش من قصد دارم از این به بعد هر شعری که تو وبم میزارم , آهنگشم برای گوش دادن بزارم چون اینطوری حسش بیشتره , نه ؟ ولی گفته باشما ... کیفیت خوبی نداره... البته برای دانلودهم میزارما...!!!
ولی خوب دیگه... من سلیقم همینه ...دیگه اگه خوشتون نیومد ازتون معذرت میخوام دیگه ما هم یه جوری از آدما هستیم ...
این آقای رضا صادقیم با این آهنگاش مخ مارو زده کاریش نمیشه کرد...
فقط ازتون یه خواهش دارم ... برای هرچی عاشق از ته ته ته ته قلباتون دعا کنید...
به امیده اینکه هیچ وقت تو عشقتون شکست نخورید...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 22:48 توسط مهرداد |
|
|
من کشتمش ... با بغضو نفرت کشتمش ... من اون بد لعنتی رو تا به جهنم بردمش ... انکار میکرد حرف من رو , وقتی که چشمام رو میدی ...گناه تازه ای نداشت , فقط یکم هرز میپرید ... این بار اولی نبود که توی قلب من میمرد ... اون با نگاه های عجیب کفر منرو در میاورد ... با این همه حرف و حدیث آبروی من رو میبرد ... اون روم که بالا میومد جون من رو قسم میخورد ... جونم یه شب به لب رسید چشمام دیگه هیچی ندید ... خنجر من سینه ی اون دیوارهارو به خون کشوند ... آره ... من کشتمش ... با بغضو نفرت کشتمش ... من اون بد لعنتی رو تا به جهنم بردمش ... اینم آهنگه من کشتمش از حامد هاکان : man-koshtamesh |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 23:3 توسط مهرداد |
|
تو , شروع آسمونی , میدونستم نمیمونی , چشم تو آخر دنیاست , خودت اینو نمیدونی داشتنو نداشتن تو , گاهی سخته گاهی سودا , اگه راهی اگه بیراه , منمو پای پیاده وقتی با تموم قلبم واسه زندگیت میمیرم , تن من میلرزه اما , تورو از خودم میگیرم من بی من , من بی تو , من از سایه فراری , میشم اون حادثه ای که روزی بودو روزگاری حالا من نه توی قصه نه تو آرزو نه خوابم , این یه اتفاق سادست , چرا دنبال جوابم ؟؟؟؟ *** *** *** آخ که چه ساده گم شدم تو غربت چشمای تو سکوت شیشه ی دلم شکسته با صدای تو *** *** *** آخ که تموم لحظه ها اسمت رو یادم میاره گذشته ها , گذشته ها هیچکی گناهی نداره |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 12:45 توسط مهرداد |
|
|
خاطره هر جا که میری به یاده من باش اون ور دنیا که میری به یاد من باش کنارهر شقایقی هر جا که دیدی عاشقی به یاد من باش هر جا صدایی خسته بود هرجا دلی شکسته بود هرجا لبه جاده کسی به انتظار نشسته بود هر جا کسی نفس نداشت قدرت پیشو پس نداشت هرجا دیدی پرنده ای لونه به جز قفس نداشت به یاد من........ به یاد من باش .......... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 21:23 توسط مهرداد |
|
|
راستی دوستای خوبم میخواستم نظرتون رو درباره ی آهنگ این وب بدونم آگه میشه حتما این سوال من رو جواب بدین .... ممنون میشم...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم آذر 1385ساعت 21:25 توسط مهرداد |
|
|
آسمون بغزش رو خالی میکنه آدم رو حالی به حالی میکنه کوچه ها رنگ زمستون می گیرن شیشه ها بخارو بارون میگیرن آدما چتراشون رو باز میکنن گرییه ابرو تماشا میکنن نمیخوان مثل درختها تر بشن از دل قطره ها باخبر بشن نمی خوان بیهوا خیس آب بشن زیر بارون بمونند خراب بشن اما تو چترتو بستی کبوتر زیر بارونا نشستی کبوتر رفتیو سنگا شکستن بالتو اومدی هیچکی نپرسید حالتو بعضیا دشمنای خونی شدن بعضیا غول بیابونی شدن بعضیا میگن که بارون کودومه ...؟ بوی نم شرشر ناودون کودومه ...؟ دیدی آسمون خراب شد سرمون بسته شد وصله ی بالو پرمون حالا تو سایه نشینی مثل من خوابای ابری میبینی مثل منچقدر اینجا میخوری خون جگر کبوتر عصات رو بندازو بپر |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم آذر 1385ساعت 14:35 توسط مهرداد |
|
|
فکر میکردم عاشقی فقط توی ترانه هاست قصه ای گمشده تو غبار رؤیاهای ماست فکر میکردم مگه میشه با یه چشم به هم زدن دل به دریا زدو رفت تا مرز دیوونه شدن با خودم میگفتم این حرفا فقط تو قصه هاست عشق فقط یه دلخوشی برای زندگی ماست اما با دیدن تو دلم بهونه گیر شده این بار این ماهیه مغرور توی تور اسیر شده حالا میبینم که آسمون چقدر آبیتره چشم تو من رو تا بیکران به رؤیا میبره فکر میکردم نمیشه اما شدو حالا دیگه این دیوونه فقط از نگاه تو غزل میگه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 14:51 توسط مهرداد |
|
|
با من بگو از عشق ای آخرین معشوق که برای رسوائی دنبال بهونم با بوسه ای آروم خوابم را دزدیدی توشدی تعبیر روئیای شبونم من تو نگاه تو دنیامو میبینم فردای شیرینم نازنین من چشمای تو افسانه نیست که تمومه خوابو خیالم بود تقدیر من عشق تو شد که همیشه فکر محالم بود شبهای تنهائیم همرنگ گیسوته آغوشت رو با کن بانوی مهتابی دلواپسی ها مو با خنده ای کم کن که توئی پایان تردیدو بی تابی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 11:33 توسط مهرداد |
|
|
نمي دونم كه تو رو نفرين كنم , يا اين دلم نمي دونم كه تو حل مشكلي , يا مشكلم با تو عاشقانه بودم پس چرا حسرت يه روز عشق موند به دلم با تو شاهنامه بودم نه يك غزل , با تو رودخونه بودم نه يك قنات يه روزي منو تو بوديم اما حالا, منو تنهائي ويك عمر خاطرات تو رفتيو صبر ما سفر شد دل آروم ما دربدر شد ندونستم چرا مرغ عشقم توي عاشقي بي بال و پر شد توي اين قربت پر گرگ و هراس دارم عين ماهيا جون ميكنم خستم از تظاهر ايستادگي جاي دندون هزار گرگ به تنم نه كسي مي دونه كه من چي ميخوام نه خودم دونستم عيب كار كجاست تا به هركي ميگي عاشقي چيه ميگه بگذر عاشقي تو قصه هاست... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 22:12 توسط مهرداد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 8:35 توسط مهرداد |
|
|
ميبينم صورتمو تو آينه با لبي خسته ميسپرسم از خودم اين غريبه كيه از من چي ميخواد اون به من يا من به اون خيره شدم باورم نميشه هرچي ميبينم چشمامو يه لحظه رو هم ميذارم با خودم ميگم كه اين صورتكه ميتونم از صورتم برش دارم ميكشم دستمو روي صورتم هرچي بايد بدونم دستم مي گه منو توي آينه نشون ميده ميگه اين توئي نه هيچكس ديگه جاي پاهاي تموم قصه ها رنگ غربت تو تموم قصه ها مونده روي صورتت تا بدوني حالا امروز چي ازت مونده به جا آينه ميگه تو هموني كه يه روز ميخواستي خورشيد رو با دست بگيري ولي امروز شهر شب خونت شده داري بيصدا تو قلبت ميميري ميشكنم آينه رو تا دوباره نخواد از گذشته حرف بزنه آينه ميشكنه هزار تيكه ميشه اما باز تو هر تيكش عكسه منه عكسها با دهن كجي بهم ميگن : چشمه اميد رو ببر از آسمون روزها با همديگه فرقي ندارن بوي كهنگي ميدن تمومشون |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 22:34 توسط مهرداد |
|
|
نرسيديم به هم بازی يک تقديريم عاقبت در هوس ديدن هم ميميريم عشقمان مخرج صفريست که تعريف نشد آه و افسوس که يک واژه بی تدبيريم بعد از آن حادثه هايی که جدامان کردند آنچنان شد که دگر از همه عالم سيريم اشک ميريختيم و دل که نميکنديم آه چه کنيم هر دو از اين واقعه دلگيريم وقتی از فاصله ها گفت دلم خنديديم فکر کرديم بهاريم که بی تغييريم باز هم نام ترا در دل خود حک کردم و محال است از اين ايده خود برخيزم باز سايه بالای سرم باش عزيزم مايه برکت چشمان ترم باش عزيزم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 19:17 توسط مهرداد |
|
|
اون روزها گذشتند. روزهای پياپی شور و زندگی. روزهايی که بوی اميد می داد. لحظه هايی که مرا تااوج خوشبختی می رساند. آنجا که به ابرها دست می کشيدم و با تلالو خورشيد زندگی می کردم. و ثانيه هايی که دريای نيلوفرقلبم قد می کشيد و می پيچيد و به بغض ابرها می رسيد. اما........ حالا من مانده ام و دلتنگی. من مانده ام و دنيايی حرف نگفته. حالا من هستم و خستگی از رکود لحظه های کبود خاطره. انگار گم شده ام در هجوم سکوتی تلخ. انگار از ذهن زمان پاک شده ام و در سياهی سمج روزهای بی پايان گم. کاش می توانستم از ديار غريبانه دلتنگی هجرت کنم. کاش توان اين را داشتم تامرز رويای سبز با هم بودن پرواز کنم و در آغوش مهربانی ها جانی تازه بيابم اما زندگی عوض نمی شود روی لحظه ها پا می گذارد و می رود....... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 13:32 توسط مهرداد |
|
|
چه شهر پر آشوبيست چشمانت عادتم گشته ولي آمدنت هرگز ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم آبان 1385ساعت 11:1 توسط مهرداد |
|
|
ما روباش که فکر میکردیم میشه عاشق بود و موند ما روباش که فکر میکردیم میشه از عاشقی خوند ما روباش که عمریه از عاشقی دم می زنیم عمریه که چونه ی زیاد رو از کم می زنیم چی میشد اگه دروغ تو لحظه ی ما جا نداشت چی میشد اگه دو رنگیم دیگه معنا نداشت کاش می شد واسه هوس رفاقتهارو نفروخت کاش میشد صداقت رو رو طرح هر آینه دوخت چرا ما آدما گاهی وقها خیلی بد میشیم واسه راه همدیگه خواسته نخواسته سد میشیم جای مرهم واسه زخم عاشقا نمک میشیم هرکی با ما صادقه باهاش پر از کلک میشیم دل خوش هرکی شدیم توزرد از آب در اومدش وقتی دلتنگی بیاد هیچکی نمیاد به دادش ندونستیم چرا وقتی نوبت ماست دیر میشه حرفای خوب واسه ما زخم زبون و تیر می شه شایدم ما ندونستیم زندگی چه شکلیه کی سر کاره کی نیست اصلا دنیا دست کیه ما به هر حال میپریم بی چشم و دل بی پرو بال ما به مشکی دلخوشیم دورنگیها رو بی خیال |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 15:16 توسط مهرداد |
|
|
یه روز دیدم یه بلبلی اومد تو باغچه ی خونم چهچهی زد اومد نشست کنار گلبرگ خونم تکون تکون میخوردو بعد رفت و اومد باز روز بعد دیدم با گلبرگم میگفت میخوام تو رو با خوب و بد گلبرگ پاک و خوش خیال فک کرد عوض شده زمون گذشتو چند روز بعد از اون رفتم بپرسم حالشون دیدم گلم پژمرده بود بیچاره رنگش رفته بود زود فهمیدم که بل بل آرزوهاش و برده بود گل رنگه بل بل و میدید دوروغ و نیرنگش ندید تا گل قشنگ بود اون نشست ازش که خسته شد پرید |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 0:22 توسط مهرداد |
|
|
عاشق اگر بیند ستم ؛ کی شکوه از یارش کند بلبل نمیرنجد زگل هر چند آزارش کنند *** عاشقان چون عهد با جانان کنند جان شیرین بر سر پیمان کنند *** عاشقی را تنها شرط ناله و فریاد نیست تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست *** عقل پریسد که دشوار تر ار مردن چیست ؟ عشق فرمود فراق از همه دشوار تر است *** عشق بر معشوق چشم افتادن است بعد از آن بیدلی جان دادن است *** زندگی بی آه و اشکم نیست ممکن همچو شمع در دیار عاشقان آب و هوائی دیگر است *** |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 15:10 توسط مهرداد |
|
|
خودم و گول ميزدم توي دورنگي نمي خواستم ببينم دل سنگي مي ديدم داشتي يواش يواش ميرفتي اما خواستم خوش باشي توي زرنگي هي ميگفتم دلخوش فردا مي مونم واسه خوندن تو بودي تنها بهونم هي ميگفتم به خودم همش خيال همه اين حرفا يه شوخي ميدونم تو چشات برقي نبود مثل گذشـته تازه فهميدم از اين حرفا گذشته من همونيم كه بودم تو داري عوض مي شی من همونيم كه بودم تو داري عوض مي شي من همونيم كه بودم تو داري عوض مي شي |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 22:23 توسط مهرداد |
|
|
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ خبرم كن بهت قول نميدم كه مي خندونمت ولي مي تونم باهات گريه كنم
اگه يه روز خواستي در بري حتماً خبرم كن ؛ قول نميدم كه ازت بخوام وايسي ؛ اما ميتونم باهات بدوم اگه نخواستي به حرفاي كسي گوش كني خبرم كن ؛ قول نميدم ه خيلي ساكت باشم . اما اگه يه روز سراغم رو گرفتي و خبري نشد سريع به ديدنم بيا .. احتمالاً بهت احتياج دارم...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 23:19 توسط مهرداد |
|
|
سفر مكن خورشيدكم ترك مكـن من و نرو نبودنت مرگه منه راهي اين سفر مشو نذاركه عشق من و تو اينجا به آخربرسه بري تو ومرگ من از رفتن توسربرسه |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 22:15 توسط مهرداد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
::..یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم...::
ارادتمند شما , مهرداد هستم 20 ساله دانشجوی ICT منتظر نظرات گرانبهاتون هستم ... |
| لينك دوستان |
|
درد دل احسان خوشگله دل شكسته محمد مهدی ::.red boy.:: cjtj ...jimi... آقا محمد و مریم خانوم گل jeyjey حمیدجان دلتنگیهای نسرین ناقوس عشق آقا سعید آقا علی مینا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 مهر 1386 شهریور 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
|
RSS
|